جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
debutar
01
برای اولین بار اجرا کردن
presentar una obra, un espectáculo o una producción al público por primera vez
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
debuto
سومشخص مفرد
debuta
وجه وصفی حال
debutando
گذشته ساده
debutó
اسم مفعول
debutado
مثالها
La banda debutó con su nuevo álbum en un pequeño club local.
گروه با آلبوم جدیدش در یک کلاب محلی کوچک آغاز به کار کرد.



























