جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cínico
01
بدبین, بدگمان
que muestra desconfianza hacia la sinceridad o bondad de los demás
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
el más cínico
شکل تفضیلی
más cínico
درجهپذیر
مفرد مذکر
cínico
جمع مذکر
cínicos
مفرد مؤنث
cínica
جمع مؤنث
cínicas
مثالها
Ella tiene una actitud cínica ante la política.
او نگرش بدبینانهای نسبت به سیاست دارد.
El cínico
01
فرد بدبین
persona que desconfía de la sinceridad o bondad de los demás
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
cínicos
مثالها
Juan es un cínico que nunca confía en nadie.
خوان یک بدبین است که هرگز به کسی اعتماد نمیکند.



























