جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La cuna
01
گهواره
cama pequeña para bebés
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
cunas
مثالها
El bebé duerme plácidamente en su cuna.
نوزاد در گهواره خود آرام میخوابد.
02
مهد
lugar o entorno donde algo tiene su origen
مثالها
Grecia es la cuna de la democracia.
یونان گهواره دموکراسی است.



























