جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La compulsión
01
اجبار, فشار
impulso irresistible de realizar un acto repetitivo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
compulsiones
مثالها
Su compulsión es lavarse las manos todo el tiempo.
وسواس او شستن دستها در تمام اوقات است.



























