جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
calumniar
01
تهمت زدن
acusar falsamente a alguien de un delito o falta con la intención de dañar su reputación
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
calumnio
سومشخص مفرد
calumnia
وجه وصفی حال
calumniando
گذشته ساده
calumnió
اسم مفعول
calumniado
مثالها
La ex empleada calumnió a su jefe diciendo que malversaba fondos.
کارمند سابق با گفتن اینکه او وجوه را اختلاس میکرد، رئیس خود را تهمت زد.



























