جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El augurio
01
پیشبینی, پیشگویی
acción de anticipar o prever un hecho futuro
مثالها
Su augurio se cumplió después de pocos días.
پیشبینی او پس از چند روز به حقیقت پیوست.
02
نشانه, علامت
señal que indica algo que puede ocurrir
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
augurios
مثالها
La tormenta repentina se consideró un augurio.
طوفان ناگهانی یک پیشآگهی در نظر گرفته شد.



























