جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
arrojar
01
پرت کردن, پرتاب کردن
lanzar algo con fuerza o de manera violenta
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
اولشخص مفرد
arrojo
سومشخص مفرد
arroja
وجه وصفی حال
arrojando
گذشته ساده
arrojó
اسم مفعول
arrojado
مثالها
Alguien arrojó basura en la calle.
کسی زباله را در خیابان انداخت.
02
نشان دادن
indicar o revelar algo, especialmente un resultado o señal
مثالها
El informe arrojó datos preocupantes.
گزارش نشان داد دادههای نگرانکننده.



























