جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ahijada
[gender: feminine]
01
دخترخوانده
niña que tiene un padrino o madrina en el bautizo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
ahijadas
مثالها
La tía de mi ahijada le regaló un collar.
عمه دخترخوانده من به او یک گردنبند هدیه داد.
02
شاگرد, مرید
persona que recibe enseñanza o tutela de alguien
مثالها
La ahijada recibió orientación constante de su mentor.
شاگرد راهنمایی مداوم را از مربی خود دریافت کرد.



























