جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
componer
01
نوشتن, نگاشتن
crear o escribir una obra literaria, musical o artística
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
compongo
سومشخص مفرد
compone
وجه وصفی حال
componiendo
گذشته ساده
compuse
اسم مفعول
compuesto
مثالها
Ella compone canciones desde los quince años.
او از پانزده سالگی آهنگ میسازد.



























