جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
confundir
01
گیج کردن, پریشان کردن
hacer que alguien no entienda algo o se sienta perdido
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
confundo
سومشخص مفرد
confunde
وجه وصفی حال
confundiendo
گذشته ساده
confundí
اسم مفعول
confundido,confuso
مثالها
Las instrucciones confunden a muchos estudiantes.
دستورالعملها بسیاری از دانشآموزان را گیج میکنند.



























