جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La medida
[gender: feminine]
01
اقدام, عمل، قدم
acción o decisión tomada para lograr un objetivo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
medidas
مثالها
Es necesario adoptar medidas contra el cambio climático.
لازم است اقداماتی علیه تغییرات آب و هوایی اتخاذ شود.



























