جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La incidencia
01
حادثه, اتفاق
evento o suceso que puede causar un problema o situación especial
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
incidencias
مثالها
Reportaron una incidencia en el sistema de seguridad.
آنها یک حادثه را در سیستم امنیتی گزارش کردند.



























