جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
generar
01
تولید کردن, به وجود آوردن، ایجاد کردن
producir o crear algo nuevo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
genero
سومشخص مفرد
genera
وجه وصفی حال
generando
گذشته ساده
generé
اسم مفعول
generado
مثالها
El motor genera energía para mover el coche.
موتور انرژی را برای حرکت ماشین تولید میکند.
02
خلق کردن, بهوجود آوردن
producir o causar la aparición de algo
مثالها
La música genera emociones profundas.
موسیقی احساسات عمیق ایجاد میکند.



























