جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ejercer
01
کار کردن, به حرفهای مشغول بودن
desempeñar una profesión o actividad de forma habitual
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
ejerzo
سومشخص مفرد
ejerce
وجه وصفی حال
ejerciendo
گذشته ساده
ejercí
اسم مفعول
ejercido
مثالها
Después de doctorarse, empezó a ejercer la medicina.
پس از اخذ دکترا، او شروع به ورزش پزشکی کرد.



























