جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
enchufar
01
به برق زدن, به پریز زدن
conectar un aparato eléctrico a la corriente eléctrica mediante un enchufe
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
enchufo
سومشخص مفرد
enchufa
وجه وصفی حال
enchufando
گذشته ساده
enchufé
اسم مفعول
enchufado
مثالها
¿ Puedes enchufar el televisor, por favor?
میتوانی تلویزیون را به برق بزنی، لطفاً؟



























