جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La demanda
01
تقاضا, درخواست
petición o solicitud que se hace para obtener algo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
demandas
مثالها
La demanda de productos electrónicos ha aumentado.
تقاضا برای محصولات الکترونیکی افزایش یافته است.
02
دعوی, دادخواهی
acción legal presentada ante un tribunal
مثالها
Presentaron una demanda contra la empresa.
آنها دادخواستی علیه شرکت ارائه کردند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
demanda
manda



























