جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
demacrado
01
استخوانی
extremadamente flaco y débil, con la piel pálida y pegada a los huesos
مثالها
La larga enfermedad lo había dejado demacrado y sin fuerzas.
بیماری طولانی او را لاغر و بینیرو کرده بود.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
استخوانی