جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
obedecer
01
اطاعت کردن, پیروی کردن
hacer lo que otra persona manda o indica
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
obedezco
سومشخص مفرد
obedece
وجه وصفی حال
obedeciendo
گذشته ساده
obedecí
اسم مفعول
obedecido
مثالها
Mi perro no quiere obedecerme.
سگ من نمیخواهد از من اطاعت کند.



























