جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La afición
01
سرگرمی, تفریح
actividad que alguien hace por diversión o interés personal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
aficiones
مثالها
Su afición es coleccionar monedas antiguas.
سرگرمی او جمعآوری سکههای قدیمی است.



























