جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fotografiar
[past form: fotografié][present form: fotografío]
01
عکس گرفتن
tomar una foto con una cámara
مثالها
Ella fotografió la iglesia antigua.
او کلیسای قدیمی را عکسبرداری کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
عکس گرفتن