جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
típico
01
همیشگی, معمولی
que sucede o se repite de manera habitual
مثالها
Es típico que la gente se queje cuando hace calor.
معمول است که مردم وقتی هوا گرم است شکایت کنند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
همیشگی, معمولی