جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
asistir
[past form: asistí][present form: asisto]
01
شرکت کردن, حاضر بودن
estar presente en un lugar o evento
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
asisto
سومشخص مفرد
asiste
وجه وصفی حال
asistiendo
گذشته ساده
asistí
اسم مفعول
asistido
مثالها
Ella asistió a la conferencia el mes pasado.
او ماه گذشته در کنفرانس شرکت کرد.



























