جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
deprimir
[past form: me deprimí][present form: me deprimo]
01
افسرده شدن, غمگین شدن
sentirse triste y sin ánimo
مثالها
No te deprimas por eso.
اُفسرده نشو به خاطر آن.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
افسرده شدن, غمگین شدن