جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
borrar
[past form: borré][present form: borro]
01
پاک کردن
quitar o eliminar algo guardado
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
borro
سومشخص مفرد
borra
وجه وصفی حال
borrando
گذشته ساده
borré
اسم مفعول
borrado
مثالها
No puedo borrar este archivo de mi computadora.
من نمیتوانم این فایل را از کامپیوترم حذف کنم.



























