جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
durar
[past form: duré][present form: duro]
01
دوام داشتن, دوام آوردن، طول کشیدن، ادامه داشتن
continuar existiendo o permaneciendo por un tiempo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
اولشخص مفرد
duro
سومشخص مفرد
dura
وجه وصفی حال
durando
گذشته ساده
duré
اسم مفعول
durado
مثالها
La película duró más de lo esperado.
فیلم بیش از حد انتظار طول کشید.



























