جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
afeitar
01
اصلاح کردن (صورت)
quitar el vello del rostro usando una herramienta para afeitar
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
afeito
سومشخص مفرد
afeita
وجه وصفی حال
afeitando
گذشته ساده
me afeité
اسم مفعول
afeitado
مثالها
Él se afeita la barba con cuidado.
او با دقت ریش خود را میتراشد.



























