جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El pintor
01
نقاش
persona que pinta cuadros o paredes
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
pintores
مثالها
Mi tío es pintor de casas.
عمویم نقاش خانهها است.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نقاش