جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
evitar
01
دوری کردن, اجتناب کردن، پرهیز کردن
impedir que algo suceda o no acercarse a algo o alguien
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
evito
سومشخص مفرد
evita
وجه وصفی حال
evitando
گذشته ساده
evité
اسم مفعول
evitado
مثالها
Ella evita comer comida rápida para estar saludable.
او از خوردن فستفود اجتناب میکند تا سالم بماند.
02
جلوگیری کردن
impedir que ocurra algo, o eludir una situación o acción
مثالها
La vacuna ayuda a evitar enfermedades graves.
واکسن به جلوگیری از بیماریهای جدی کمک میکند.



























