جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El afecto
01
محبت, علاقه
sentimiento de cariño, amor o aprecio hacia alguien
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
afectos
مثالها
La relación se fortaleció por el afecto mutuo.
رابطه با محبت متقابل تقویت شد.



























