جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
exponer
01
توضیح دادن
presentar una idea o tema de manera clara y detallada
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
بیقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
expongo
سومشخص مفرد
expone
وجه وصفی حال
exponiendo
گذشته ساده
expuse
اسم مفعول
expuesto
مثالها
Ella expuso su teoría ante el comité.
او نظریه خود را در مقابل کمیته ارائه داد.
02
به نمایش گذاشتن
presentar una obra de arte al público en un lugar
مثالها
Ella expone sus esculturas en una galería.
او مجسمههایش را در یک گالری به نمایش میگذارد.



























