جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
colocar
01
گذاشتن, قرار دادن
poner algo en un lugar específico
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
بیقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
coloco
سومشخص مفرد
coloca
وجه وصفی حال
colocando
گذشته ساده
coloqué
اسم مفعول
colocado
مثالها
Coloca los libros en la estantería.
کتابها را روی قفسه بگذارید.



























