شورش کردن,قیام کردن
سرکش
ریباند (بسکتبال و...)
خواباندهشده در تخممرغ و آرد سوخاری
عرعر کردن
پیام
عود کردن
برگشت اعتیاد
دوباره طبقهبندی کردن
پر بار,فوقالحد بار
دوباره پر کردن
پذیرش (هتل و...)
مسئول پذیرش
گیرنده (زیستشناسی)
رکود
وقفه,تعلیق موقت
نسخه
تجویز کردن (پزشک)
رد کردن
مخالفت
فربه
سرسرا
دریافت کردن
صورتحساب
بازیافت
بازیافت کردن
تازه ازدواج کرده,عروس و داماد جدید
تازه متولد شده,نوزاد
اخیر
مکان
محفظه
شرح
اجرای زنده
خواندن از حفظ,دکلمه کردن
شکایت
طلب کردن
تحویل بار
زندانی کردن، محبوس کردن
حبس,بستری در بیمارستان
زندانی,بازداشتی
سرباز تازهکار,تازهوارد
استخدام کردن,سربازگیری کردن
بیشازحد پختن
خاکانداز
جمعکننده توپ,پسر توپ
بلند کردن
بسته شده,جمع شده
برداشت کردن (محصول)
معقول
توصیه
پیشنهاد کردن
پاداش دادن
آشتی
آشتی کردن
دورافتاده
قبول کردن
شناسایی
بازسازی کردن
مجموعه,گردآوری
جمعآوری کردن,گردآوری کردن
رکورد
به یاد آوردن
سراسر جایی را گشتن
برش خورده,کوتاه شده
اصلاح کردن
دراز کشیدن، استراحت کردن در حالت درازکش
بازآفرینی کردن
سرگرمی
مستطیلی
مستطیل
تصحیح
مستقیم • مستقیم,در خط مستقیم
رئیس دانشگاه
رئیس دانشگاه,دفتر ریاست دانشگاه
سوغاتی
بهبود
بهبود یافتن
مکرر
تجديد نظر کردن,شکایت کردن
منبع
منابع طبیعی
منابع انسانی
منابع طبیعی
شبکه
شبکه قاچاق
شبکه اجتماعی
تیم تحریریه
تنظیم کردن
نویسنده
حمله,یورش
تور مو
شبکههای اجتماعی
آغل,گوسفندسرا
گرد
کاهش دادن
سرعت را کم کردن