باز پرداخت کردن
بازپرداخت
جایگزین کردن
ارسال کردن
تجدید ساختار نیروی کار,بازسازی پرسنل
مرجع,اشاره
همهپرسی
بازتاب کردن
بازتاب
فکر کردن
جنگلکاری مجدد
نوسازی
بازسازیشده
اصلاحطلب
نوسازی کردن
موسسه اصلاحی,مرکز تربیتی
اصلاحطلب,اصلاحگر
تقویت کردن,مستحکم کردن
تأیید امضا کردن,گواهی کردن
تازه کردن
نوشابه
نوشابه
یخچال,سردخانه
شام
حمایت
پناهجو
پناه بردن,پنهان شدن
پناهگاه
ردپذیر
رد کردن
هدیه دادن
حق امتیاز,حق التألیف
هدیه
آب دادن
چانه زدن
روی پا
نایبالسلطنه
مدیر صحنه
رژیم
منطقه
ثبت کردن حق تکثیر,ثبت کردن کپیرایت
سابقه
بازرسی بدنی,معاینه بدنی
خطکش
قاعده یادآوری
مقرراتی,قانونی
قانون
مسرور
شادی,خوشحالی
تپلی
برگشتن
پسرفت
رِگِیتون
کنترل
همیشگی • متوسط • تنظیم کردن
رسمی کردن
تهمزه
بازتوانبخشی
گروگان,شخصی که به عنوان تضمین نگه داشته میشود
تفتدادهشده
تفت دادن
ملکه,حاکم
سلطنت,حکومت
حکومت کردن,سلطنت کردن
راهاندازی مجدد,بازنشانی
بازنشانی کردن
قلمرو
خندیدن
تکرار کردن,دوباره گفتن
مطالبه کردن
هواکش
جوانسازی,بازجوانی
رابطه
رابطهٔ از راه دور
ارتباط دادن
روابط عمومی,ارتباطات نهادی
آرامش,استراحت
آرام,آسوده
آرامشبخش • شلکننده,شلکننده عضلات
استراحت کردن
آذرخش
نقل کردن
داستان
داستان کوتاه
اهمیت
مسابقه امدادی
برجستهکاری
دین
شیهه کشیدن
یادگار
پر کردن (فرم و...)
تپل,گرد و خوشاندام
پرکننده,حشو
ساعت
فروشگاه ساعت,ساعت فروشی
درخشنده
بازسازی
پارو زدن