جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rebotar
01
جهیدن, پریدن
saltar o rebotar hacia atrás tras chocar con una superficie
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
اولشخص مفرد
reboto
سومشخص مفرد
rebota
وجه وصفی حال
rebotando
گذشته ساده
rebotó
اسم مفعول
rebotado
مثالها
El sonido rebotaba en las paredes del túnel.
صدا از دیوارهای تونل برمیگشت.



























