جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
italian
01
ایتالیایی
relating to Italy or its people or language
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
خاص
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
Maria's family immigrated from Italy, so they celebrate their Italian heritage by hosting traditional Italian feasts during holidays.
خانواده ماریا از ایتالیا مهاجرت کردند، بنابراین آنها میراث ایتالیایی خود را با برگزاری ضیافتهای سنتی ایتالیایی در تعطیلات جشن میگیرند.
Italian
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
His favorite subject in school is Italian because he loves the culture and history.
موضوع مورد علاقه او در مدرسه ایتالیایی است چون عاشق فرهنگ و تاریخ است.
02
ایتالیایی, ایتالیایی
a native or inhabitant of Italy



























