جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Invective
01
پرخاش, طعنه، سخن حملهآمیز
the usage of abusive, insulting, and rude language when one is extremely angry
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
invectives
مثالها
His speech was filled with invective aimed at his opponents.
سخنرانی او پر از دشنامهایی بود که به مخالفانش خطاب شده بود.



























