جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
inseparable
01
جدانشدنی, لاینفک
not able to be separated or detached
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most inseparable
شکل تفضیلی
more inseparable
درجهپذیر
مثالها
The conjoined twins were born with inseparable bodies that shared critical organs.
دوقلوهای به هم چسبیده با بدنهای جدا نشدنی به دنیا آمدند که اندامهای حیاتی را به اشتراک میگذاشتند.
درخت واژگانی
inseparable
separable
separ



























