جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Infantry
01
پیاده نظام, سربازان پیاده نظام
foot soldiers who fight on the ground with small arms
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
The infantry advanced cautiously through the dense forest, scanning for enemy movements.
پیادهنظام با احتیاط از میان جنگل انبوه پیشروی کرد، در حالی که حرکات دشمن را زیر نظر داشت.



























