جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
indefinable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most indefinable
شکل تفضیلی
more indefinable
درجهپذیر
حوزه
quality, description, perception
مثالها
The indefinable charm of the old town made it a favorite among visitors.
جاذبه تعریفنشدنی شهر قدیمی آن را به محبوبی در میان بازدیدکنندگان تبدیل کرد.
02
تعریف ناپذیر, بیان ناپذیر
defying expression or description
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
indefinable
definable
define



























