جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
impotently
01
ناتوانانه, بدون توانایی تغییر
in a way that shows a lack of power or ability to change or influence a situation
اطلاعات دستوری
مثالها
She watched impotently as the decision was made without her input.
او ناتوان تماشا کرد در حالی که تصمیم بدون مشارکت او گرفته شد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
impotently
potently
potent
potence



























