جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
impermanent
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most impermanent
شکل تفضیلی
more impermanent
درجهپذیر
حوزه
time, existence, state
مثالها
The couple understood that their time in the small town was impermanent due to work commitments.
زوجین فهمیدند که زمانشان در شهر کوچک به دلیل تعهدات کاری موقت بود.
02
موقت, ناپایدار
existing or enduring for a limited time only
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
impermanent
permanent
perman



























