جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
impecunious
مثالها
The impecunious artist struggled to buy supplies for her paintings.
هنرمند بیپول برای خرید لوازم نقاشیهایش تقلا کرد.
درخت واژگانی
impecuniousness
impecunious
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی