جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
impecunious
رسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most impecunious
شکل تفضیلی
more impecunious
درجهپذیر
حوزه
wealth, finance, condition
مثالها
As a student, he led an impecunious existence, relying on part-time jobs to make ends meet.
به عنوان یک دانشجو، او زندگی بدون پول را سپری میکرد و برای گذران زندگی به کارهای پاره وقت متکی بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
impecuniousness
impecunious



























