جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
illuminated
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most illuminated
شکل تفضیلی
more illuminated
درجهپذیر
مثالها
The path was illuminated by streetlights, making it safe to walk at night.
مسیر با چراغهای خیابانی روشن شده بود، که راه رفتن در شب را ایمن میکرد.
درخت واژگانی
unilluminated
illuminated
illuminate
illumine



























