iffy
i
ˈɪ
i
ffy
fi
fi
effie

تعریف و معنی "iffy"در زبان انگلیسی

iffy
01

نامعلوم, نامشخص

having a feeling of uncertainty or doubt toward something 
iffy definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
iffiest
شکل تفضیلی
iffier
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The weather forecast for the picnic looks iffy, so we might need a backup plan. 

پیش‌بینی آب و هوا برای پیکنیک مشکوک به نظر می‌رسد، بنابراین ممکن است به یک برنامه پشتیبان نیاز داشته باشیم.

02

مشکوک, غیر قابل اعتماد

not in ideal condition or quality 
مثال‌ها
The old car sounded iffy, with strange noises coming from the engine. 

ماشین قدیمی به نظر مشکوک می‌رسید، با صداهای عجیبی که از موتور می‌آمد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه