جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hypercritical
01
عیبجو, خردهگیر
prone to overly harsh judgments and unreasonably critical of small faults
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most hypercritical
شکل تفضیلی
more hypercritical
درجهپذیر
مثالها
Many artists feel that art critics can sometimes be hypercritical, focusing more on flaws than the overall vision.
بسیاری از هنرمندان احساس میکنند که منتقدان هنری گاهی اوقات میتوانند بیش از حد انتقادی باشند، بیشتر بر روی نقصها تمرکز میکنند تا دید کلی.
درخت واژگانی
hypercritical
critical
critic



























