جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Approving
01
تصویب
the formal act of approving
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
approving
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most approving
شکل تفضیلی
more approving
درجهپذیر
مثالها
They exchanged approving looks after the successful presentation.
آنها پس از ارائه موفق، نگاههای تأییدآمیز رد و بدل کردند.
درخت واژگانی
approving
approve



























