humming
hu
ˈhə
هِ
mming
mɪng
مینگ
/hˈʌmɪŋ/

تعریف و معنی "humming"در زبان انگلیسی

Humming
01

صدای زمزمه‌مانند

a low and continuous sound
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hummings
مثال‌ها
As the car engine idled, a reassuring humming sound filled the quiet street.
در حالی که موتور ماشین در حالت بی‌بار بود، صدای وزوز اطمینان‌بخشی خیابان آرام را پر کرد.
02

زمزمه, وزوز

the act of singing with closed lips
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه