جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hostel
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
hostels
مثالها
During her travels, she stayed in a cozy hostel that organized group activities for guests to meet each other.
در طول سفرهایش، او در یک هتل دنج اقامت داشت که فعالیتهای گروهی برای آشنایی مهمانان با یکدیگر ترتیب میداد.
02
هتل جوانان, هوستل
inexpensive supervised lodging (especially for youths on bicycling trips)
درخت واژگانی
hostelry
hostel



























