جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Appetite
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
appetites
مثالها
After a long day of hiking, her appetite was hearty, craving a substantial meal to replenish her energy.
پس از یک روز طولانی پیادهروی، اشتها او قوی بود، مشتاق یک وعده غذایی مفصل برای تجدید انرژی خود.
درخت واژگانی
appetising
appetizing
appetite



























