جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hopeless
01
ناامیدکننده, مأیوسکننده
having no possibility or expectation of improvement or success
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most hopeless
شکل تفضیلی
more hopeless
درجهپذیر
مثالها
After losing everything in the fire, they felt hopeless about rebuilding their lives.
پس از از دست دادن همه چیز در آتش، آنها درباره بازسازی زندگیشان ناامید احساس کردند.
02
ناامید, غیرقابل جبران
extremely bad or beyond repair, emphasizing severity
مثالها
His handwriting is hopeless.
دستخط او ناامیدکننده است.
مثالها
The rescue mission seemed hopeless as the storm worsened.
ماموریت نجات به نظر ناامیدکننده میرسید در حالی که طوفان بدتر میشد.
04
ناامید, بی استعداد
unable to do something properly, often without the possibility of improvement
مثالها
I am hopeless at drawing.
من در نقاشی نومید هستم.
درخت واژگانی
hopelessly
hopelessness
hopeless
hope



























